آرامش...

اولین بار که صدای قلبت رو شنیدم، سه ماه بود که تو دلم بودی....
من و بابا محمد به مطب خانوم دکتر رفتیم. خانوم دکتر گوشی رو روی شکمم گذاشت و بعد از مدتی صدای قلب کوچولوت که مثل تیک تیک ساعت تند میزد، توی مطب پخش شد...........
ناگهان خنده ای روی لبهای بابا محمد نقش بست و صدای قلبت به من آرامش خاصی رو منتقل کرد که فکر میکنم فقط مامانی ها میتونن حرف من رو درک کنند............
خلاصه اون شب با شنیدن صدای قلب تو کلی حال کردیم و تا مدتها دائما صدای قلبت توی گوش من و بابا محمد بود...

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


آرامش...
